Wednesday, March 24, 2010
برنامه ما در صورت مرگ خامنه ای چیست؟
باشیم و هر چه پیش آمد را خوش آمد بگوییم؟ آیا باید سرنوشت کار را بدست
نیروهای آماده و تماما تجهیز شده و فرصت طلب پشت پرده که به دنبال منافع ملی نیستند
بسپاریم؟
برنامه ما در صورت مرگ خامنه ای چیست؟
باشیم و هر چه پیش آمد را خوش آمد بگوییم؟ آیا باید سرنوشت کار را بدست
نیروهای آماده و تماما تجهیز شده پشت پرده که به دنبال منافع ملی نیستند
بسپاریم؟
آقای موسوی، ملتی که جنبشش نیاز به رهبر ندارد، کشورش هم نیاز به رهبر ندارد
ایستادگی شما را ارج می نهیم و می ستاییم. اما حرکت اعتراضی مردم و جنبش
شکل گرفته پس از انتخابات 88 همانگونه که جنبش پذیرفته و شما نیز اعلام
نموده اید، هیچ رهبری ندارد چرا که نیازی به رهبر ندارد. تمام جنبش های
پیشین مردم ایران به خاطر انحراف و لغزش رهبران آن به بیراهه رفته اند و
به سرانجامی نرسیده اند. اینبار ملت ایران بدون رهبر راه خود را در پیش
گرفته و علاوه بر آن پس از پیروزی هم قصد بازگشت به خانه را ندارد.
اینبار ملت ایران می خواهد به واقع همیشه در صحنه بماند و سرنوشت خودش را
به دستان شاه و رهبر و ولی فقیه و قیم نمی سپارد. اگر جنبش چیزی به نام
ولایت فقیه را قبول داشت، قطعا قابل اعتمادترین و بهترین گزینه مرحوم
منتظری در زمان حیاتش بود. اما همانگونه که در جریان هستید، به هیچ عنوان
چنین گزینه و پیشنهادی در دوره ای از حیات جنبش که آن بزرگوار را نیز در
کنار خود داشتیم مطرح نشد و اگر هم از طرف برخی گروههای کوچک صورت گرفت
به هیچ عنوان با استقبال عمومی در بین مردم مواجه نگردید و درود بر روان
آن مرحوم که خودش هم هرگز از موضع ولایت یا رهبری سخن نراند و همواره
همراه راستین و پشتیبان شجاع و به حق پدر معنوی معترضین بود. مردمی که
راه مبارزه و اعتراض مسالمت آمیز را برگزیده اند و بدون رهبر در این مسیر
قدم گذاشته اند بی دلیل این انتخاب را انجام نداده اند. آقای موسوی،
ملتی که جنبشش نیاز به رهبر ندارد، کشورش هم نیاز به رهبر ندارد. البته
حضور و همراهی شما و جناب کروبی و هر ایرانی مبارز و آزاده دیگر در این
جنبش را ارج می نهند و می ستاییند اما رهبری آن از آن فرد فرد ایرانیانست
و رهبری کشور هم همینگونه خواهد بود.
به امید آن روز
Sunday, January 3, 2010
dfdfddf
در انتخابات تقلب کردید، گفتید تقلب نشده. ندا را کشتید، گفتید توطئه است. محسن را کشتید، گفتید مننژیت داشت. ترانه را کشتید، گفتید در کانادا زنده است. رامین را کشتید، گفتید خودکشی کرد. در کهریزک کشتید، گفتید نیروهای خودسر بودند. خواهرزاده میرحسین را کشتید، گفتید کار منافقین است. با ماشین زیر کردید و کشتید، گفتید ماشین سرقتی بوده. در خیابان و در ملا عام کشتید، گفتید تفنگ ساچمه ای بوده مال ما نیست. دست از این دروغ و کشتار وحشیانه بردارید. حکومت شما روزی که به روی مردم اسلحه کشیدید تمام شد.
Monday, December 28, 2009
Saturday, December 26, 2009
Wednesday, December 23, 2009
Wednesday, August 19, 2009
سيدحسين شاهمرادي برادر همسر ترانه موسوی با دستاویز قرار دادن حفظ نظام از فاش ساختن ماجرای ترانه موسوی توسط کروبی انتقاد نمود
حسين شاهمرادي در نامه ای به جناب کروبی ضمن آنکه دیدار خود با ایشان و موضوع ترانه موسوی را تایید کرد با دستاویز قرار دادن حفظ نظام از فاش ساختن ماجرای ترانه موسوی توسط کروبی انتقاد نمود. شاهمرادی در نامه خود با انتقاد از رسانه های معترضین و بیان اینکه در قاموس آنها هدف، هر وسيلهاي را توجيه ميكند و باكي نيست اگر وسيله خلاف آشكار اصولي باشد كه انقلاب اسلامي بر پايه آن شكل گرفته، به دفاع از دروغ پردازی رسانه به اصطلاح ملی در خصوص ماجرای ترانه موسوی پرداخت.
متن نامه برادر همسر ترانه موسوي:
جناب آقاي كروبي
با سلام
سالياني است كه دلخوشم به ادامه درس و علم و كارهاي خرد فرهنگي، آن هم در حد بضاعت مزجاه، خسته از قيل و قال و دم بسته از هر حرف و حديث. گرچه در جواني در حاشيه بودهام ليك موي سپيد چنان كرد كه از حاشيهنشيني نيز سخت بپرهيزم و بسنده كنم. به رَخت و پَخت خويش. اما اين روزگار رنگآميز نميگذارد و رسانه و بازيهاي رسانه و سوداي اين سو و آن سو، خلوتِ خلوت گزيدگان را به هم ميزند.
صفحه نخست آخرين شماره روزنامه اعتماد ملي و نوشتهاي از يار قديم انقلاب و مبارز نستوه دوران ستمشاهي، براي من بهتي ديگر بود. براي من كه خود را شاگرد كوچك بزرگان انقلاب ميدانم و به تلمذ محضر بزرگان مباهات ميكردم، براي من كه خود را فرزند انقلاب ميپندارم و سرباز ولايت.
ماندهام سخت عجب، كه به كجا ميرويم؟ براي چه؟ و به چه كار؟ دو ماه دشوار سپري شده و رسانههاي ايران و جهان با هرگرايش و سليقهاي، هر چه تير داشتهاند در چله زبان نهادهاند و ذهن مردم صبور و مهربان ايران اسلامي را نشانه گرفتهاند. از بركت اين هجمه و حمله فضاي سياسي امروز ملتهب شده و حرور تابستان را افزون و طاقتفرسا كرده است. چنانكه هدف، هر وسيلهاي را توجيه ميكند و باكي نيست اگر وسيله خلاف آشكار اصولي باشد كه انقلاب اسلامي بر پايه آن شكل گرفته، باليده است. راه و روش طلبگي از آغاز راه و قدم اول، آموختن و پافشاري بر مكارم اخلاق است به خداباوري، به راستگويي و راستروي و به امانت و برائت، به عدالت و استعانت از خداوند يكتا در پاسداشت حرمت و حريم انسان، ليكن آنچنان منقلب است زمانه كه در كمال ناباوري پارهاي از عالمان نيز خواسته و ناخواسته در چنبر عدول از عدل گرفتار آمدهاند و مردم به ويژه جوانان را مردد ساختهاند و طلبگان را رودرروي اين پرسش نشاندهاند كه مبادا عالم بيعمل با شيم و نحل بيعسل!
جناب آقاي كروبي!
دو ماه از انتخابات دوره دهم ميگذرد و نتيجه آن معلوم شده و افراداز هر گروه و با هر پسند، حفظ نظام را كه حضرت مرادمان آن را اوجب واجبات خواند به نسيان سپردهاند و بر طبل خويش ميكوبند. سماجت از دو طرف ادامه دارد و هر كس براي بالا نشاندن حرف خود به هر چه دست مياندازد و به هر كار توسل ميجويد حتي اگر طرح موضوعات غيردقيق و صحيح باشد، افكار عمومي را تحريك كند و حيثيت افراد مومن و حرمت حريم شخصي آدميان نقض شود.
در مقدمه اين نوشته گفتم و مكرر و موكد ميكنم كه اين فرزند انقلاب و اين طلبه كوچك ديرسالي است كه عطاي سياست را به لقايش بخشيده و به كار خود است.
نميدانم و نميگويم كه آراء شما چه بوده و ديگري. اما ميدانم و ميگويم كه نميشود و نبايد براي اثبات راي و نظر خود يا بازگرداندن اعتبار سياسي هر موضوعي را بازگفت و بانگ برآورد.
اينك نيز از جايگاه طلبه و تلميذ، سوالي دارم و از دانشمندان مجلس و جنابعالي كه سوابق مبارزاتي و همراهي و همدليتان با انقلاب بر همه آشكار است، كه آيا دوشادوشي دين و سياست را عاقبت اين است؟ هزينه دستيابي به اغراض سياسي چيست؟ و آيا هدف و نظر امام راحل رحمهالله عليه در پايهگذاري اين نظام و رهبر معظم انقلاب و بزرگان مبارز و رسيدن به جامعهاي آرام و آرماني، متخلق به اخلاق اسلامي و آموزههاي ناب الهي، با اوضاع اين دو ماهه دشوار نسبتي دارد؟ آيا اگر ياران امام و ا نقلاب با همه خدمت و ارادات دامان صبر از كف نهادند ميتوان از ديگران انتظار تاب و طاقت داشت؟ و ميشود مسائل سنگين سياسي نظام را چنين ساده انگاشت؟
جناب آقاي كروبي!
در ديداري كه دريافته بوديد كه برنامه تلويزيوني خانم ترانه موسوي به طريقي با خانواده ما ارتباطي دارد ماجرا را از بنده جويا شديد و عرض كردم كه بنا به مسائل و مصالحي كه باور داريم اين قصه را براي هيچيك از بزرگان نگفتهام و نخواهم گفت؛ چرا كه توطئه رسانههاي بيگانه را ميدانم. فتنهانگيزي دشمنان را ديدهام و ناصبوري دوستان را چشيدهام. اصرار ورزيديد. خاموش ماندم. قول داديد كه تنها براي اطلاع خود كنجكاويد حتي نه براي نقلقولهاي خاص. قول شما و ارادت اين كمترين به امام، آن مراد فرزانهاي كه لباس عالمان بر تنم پوشاند، قفل سكوتم را نزد شما و تنها شما شكست تا در سينه شما و تنها شما بماند و عرض كردم كه قصدم فقط افشاي توطئه دشمنان و خاموش كردن فتنه آنان بوده و شنيديد. ليكن با كمال تعجب و تحير 26 مردادماه بخشي از عرايض من با آب و تاب در صفحه نخست نسخه الكترونيكي روزنامه جنابعالي و به اسم و امضاي شما درج شد. چه دشوار بود براي من باور اين عهدشكني. ناباورانه مطلب را خواندم و تاسف و دريغم علاوه شد آن گاه كه ديدم آنچه گفتهام، نگفتهايد!
آبي بود و از جوي برفت، تيري بود و از چله گذشت. ليكن اين سوال باقي است كه گفته شما، دوا بود يا درد؟ با اين كار، كمكي به انقلاب شد يا جريانهاي سياسي اين سو و آن سو، كام خود از آن گرفتند؟ حريم انسان پاس داشته شد يا اصول اخلاق مراعات گرديد؟
براي من كه شما را يار و دلسوز نظام ميدانم هرچند در مواضع شما نبوده و نيستم باور ناكردني بود و شگفتيآور! چه زمانهاي است اين زمان كه آب و آبرو را بهايي نيست. عالمان از علم درميگذرند و عهدها فراموش ميشود به آساني:
دستان خسته بر آسمان برميدارم و دم فروبسته ميگشايم و از درگاه يگانه بخشنده و مهربان براي ايران اسلامي دعا ميگويم.
سيد حسين شاهمرادي
برادر همسر ترانه موسوي
حالم از کلمه حفظ نظام به هم میخوره (هشدار به علما)
به من حق بدید اینجوری بنویسم. آخه هر غلطی دلشون میخواد میکنن و بعد میگن به خاطر حفظ نظام صداشو در نیارید. نتیجه اش این می شه که تو زندان این مملکت به اصطلاح اسلامی به دختر و پسر تجاوز می کنن. چون میدونن به خاطر حفظ نظام کسی صداشو در نخواهد آورد و اعتقاد دارند به خاطر حفظ نظام هر غلطی مجازه. این حفظ نظام نهایت سفسطه است و تحلیل و استدلال در این مورد ره به جایی نمیبره. این سفسطه بازها میگن که مردم اگه بمیرند، شکنجه بشند یا در زندان بهشون تجاوز بشه اصلا مهم نیست، مهم اینه که اصل نظام به خطر نیفته.
یکی از این آقایون علمایی که امروز خفه شده اند که مبادا اصل نظام به خطر بیفته جواب بده ببینیم آیا نظام برای مردم است یا مردم برای نظام اند؟ آیا دین برای سعادت و خوشبختی مردم است یا مردم باید به بند کشیده شوند تا حکومت دینی پا بر جا بماند؟
نمی خواد جواب بدید، از سکوت مرگبار شما پاسختون مشخصه. از اینکه فریاد مظلومانه الله اکبر هر شب مردم روی پشت بامها رو شنیدید و کوچکترین عکس العملی نشان نداید مشخصه شد که شما مردم رو می خواستید به خاطر اینکه بساط حکومت به اصطلاح دینی خودتون رو بر گرده اونها سوار کنید. ولی دیگه حناتون رنگی نداره. از این به بعد هر کدومتون که به هر نحوی دم از اصل نظام یا حفظ نظام بزنه به معنی حمایت از تجاوز در زندانها وضرب وشتم و کشتار مردم بی گناه در خیابانهاست. و همینجا بهتون هشدار میدم و اخطار می کنم اگر از این به بعد کلمه حفظ نظام رو دستاویز قرار بدید رسواتون خواهیم کرد.
حالم از کلمه حفظ نظام به هم میخوره (هشدار به علما)
به من حق بدید اینجوری بنویسم آخه هر غلطی دلشون میخواد میکنن و بعد میگن به خاطر حفظ نظام صداشو در نیارید. نتیجه اش این می شه که تو زندان این مملکت به اصطلاح اسلامی به دختر و پسر تجاوز می کنن.
چون میدونن به خاطر حفظ نظام کسی صداشو در نخواهد آورد و اعتقاد دارند به خاطر حفظ نظام هر غلطی مجازه. این حفظ نظام نهایت سفسطه است و تحلیل و استدلال در این مورد ره به جایی نمیبره. این سفسطه بازها میگن که مردم اگه بمیرند، شکنجه بشند یا در زندان بهشون تجاوز بشه اصلا مهم نیست، مهم اینه که اصل نظام به خطر نیفته.
یکی از این آقایون علمایی که امروز خفه شده اند که مبادا اصل نظام به خطر بیفته جواب بده ببینیم آیا نظام برای مردم است یا مردم برای نظام اند؟ آیا دین برای سعادت و خوشبختی مردم است یا مردم باید به بند کشیده شوند تا حکومت دینی پا بر جا بماند؟
نمی خواد جواب بدید، از سکوت مرگبار شما پاسختون مشخصه. از اینکه فریاد مظلومانه الله اکبر هر شب مردم روی پشت بامها رو شنیدید و کوچکترین عکس العملی نشان نداید مشخصه شد که شما مردم رو می خواستید به خاطر اینکه بساط حکومت به اصطلاح دینی خودتون رو بر گرده اونها سوار کنید.
ولی دیگه حناتون رنگی نداره. از این به بعد هر کدومتون که به هر نحوی دم از اصل نظام یا حفظ نظام بزنه به معنی حمایت از تجاوز در زندانها وضرب وشتم و کشتار مردم بی گناه در خیابانهاست. و همینجا بهتون هشدار میدم و اخطار می کنم اگر از این به بعد کلمه حفظ نظام رو دستاویز قرار بدید رسواتون خواهیم کرد.
Sunday, August 16, 2009
آیت الله کروبی افشا کرد: وقتی زنم هنگام دستگیری من به مامور ساواک اعتراض می کرد فقط تذکر می دادند اما الان کتک می زنند//شریعتمداری همکار سعید امامی بود/احمد خاتمی از موضع خود چرخید
کرمان نما:مهدي كروبي در واكنش به جوسازي هاي اخير و توهين هايي كه نسبت به وي وارد شد گفت : " برخي فكر مي كنند كه با اين تهمت ها و فحاشي كردن ها من از ميدان كنار مي روم ولي من به اين آقايان توصيه مي كنم كه حداقل تاريخ را مطالعه كنند و ببينند كه بعد از انقلاب و در عرصه ماجراي مجلس سوم و مسائلي كه در اوخر آن مجلس روي داد و هر حرفي كه خواستند نسبت به من زدند از جمله انكه گفتند كروبي با دلارها از ايران خارج شده است چه كسي بود كه ايستادگي و تحمل كرد . "
دبيركل حزب اعتمادملي ضمن اعتراض به توهين ، هتاكي و تهمت هايي كه از سوي مراكز و نهادهاي مختلفي و به دنبل نگارش نامه اي نسبت به او شد گفت : "طي هفته اخير حملات تندي نسبت به من وارد شد ، حملاتي كه از تريبون نماز جمعه و يا از سوي برخي از نمايندگان مجلس ، صدا و سيما و مطبوعات و وابستگان به نهادها و برخي از روحانيت مطرح شد كه من در برابر اين مباحث گفته بودم كه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند من ناگفته هايي را بازگو خواهم كرد . "
كروبي چنين از انگيزه انجام مصاحبه اي در واكنش به اين مسائلي كه طرح شده سخن گفت و با اشاره به انتقاداتي كه به وي وارد شد گفت : " پس از انتخابات رياست جمهوري دهم حوادثي در كشورمان رخ داد كه از نظر خشونت ، بي قانوني ، خودسري و دخالت افراد غير مسئول به نام نظام و شبه نظامي و لباس شخصي ها امري بي سابقه بود و چنين است كه انسان هاي مسئول ، دلسوز و آگاه بايد احتياط و تحفظ را كنار گذاشته و به هر صورتي كه صلاح مي دانند اقداماتي انجام دهند كه مانع ازتكرار اين حوادث شده و ريشه برخوردهاي اين چنيني خشكانده شود . "
وي افزود :" در هر كجاي دنيا ممكن است كه چنين حوادثي اتفاقي بيافتد كه در عرصه تظاهراتي جمعيتي را دستگير كنند اما فكر نكنم كه چنين برخوردهايي صورت گرفته باشد كه گروهي را دستگير كرده و آنها را به مكان هاي خاصي منتقل كنند و با آنها هر رفتاري كه مي خواهند انجام دهند . در واقع ابتدا افراد را به مكان هاي نامعلومي منتقل كنند كه كه حتي رياست قوه قضائيه و دادستان كل كشور كه بگويند اين رفتارهايي كه انجام شده است زير نظر زندان هاي رسمي كه تحت نظر ما بوده روي نداده است و البته پس از مدتي مشخص شود كه زير زميني در وزارتخانه اي وجود داشته و يا اينكه در بازداشتگاه كهريزك ، كلانتري ، پايگاههاي بسيج برخوردهايي صورت گرفته است . "
كروبي خاطر نشان ساخت : "تمام اين حوادثي كه روي داده است به علت اعتراض مردم به نتيجه يك انتخاب بوده است آيا بايد با مردمي كه تنها از سرنوشت راي خود سوال مي كنند چنين برخورد كرد ؟ در عرض چند روز تعدادي كشته شده و برخي آسيب ديده اند به طوري كه دندان ها و سرها شكسته شده است و حتي چشماني كور شده و برخي تحت شكنجه ها جان باخته اند . اين درحالي است كه معمولا شكنجه ها براي گرفتن اعتراف با حساب و كتاب صورت مي گيرد و حتي اگر آن فرد زير شكنجه از حال برود او را به بيمارستان منتقل مي كنند و باقي بازجويي را در حالي انجام مي دهند كه او تحت درمان است . بنابراين از اين جهت من مي گويم كه خشونت هايي از سوي افرادي ناآگاه و بي تدبير صورت گرفته كه بي سابقه است و البته اين رفتارها در قبال افرادي بوده كه تنها به انتخاباتي اعتراض داشته اند . "
كروبي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي در نظام جمهوري اسلامي گفت : " به اندازه اي در اين مدت رفتارهاي غيرمنطقي و بي ضابطه انجام شده است كه وقتي هيات تحقيق و تفحص به خدمت رهبري گزارشي را از وضعيت پيش آمده مي دهند ايشان برآشفته و حتي با عباراتي تند دستور تعطيلي بازداشت گاه كهريزيك را ارائه كردند كه البته اكنون نيز شاهد بركناري برخي از عامران و مسببان اين حوادث هستيم ."
وي با اشاره به اخباري كه به صورت مرتب از برخوردهاي خشن و غير معمول با معترضان به انتخابات به او مي رسيد گفت : " ما هر روز اخباري را از نحوه برخورد با مردم دريافت مي كرديم اخباري كه همين افرادي كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند نزد من مي آمدند و بيان مي كردند . رفتارهاي خشونت آميزي كه با زنان و مردان صورت گرفته است مانند آنكه هنگامي كه به منزل زن جواني مراجعه كرده اند تا او را بازداشت كنند اين زن را در مقابل چشمان مادرش به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده اند و اين زن هنگامي كه هيات بررسي تحقيق و تحفص از وضعيت زندانيان اخير را در زندان مي بيند با شجاعت مقابل انها مي ايسند و نسبت به اين رفتار اعتراض مي كند . من بسيار متاثر شدم از چنين برخوردهايي كه تحت لواي نظام جمهوري اسلامي انجام مي شود ،هر خواننده اي مي تواند خودش را جاي ان مادري بگذارد كه دخترش را مقابل چشمانش مورد ضرب و شتم قرار داده اند . "
وي با اشاره به برخورد ساواك در دوران مبارزات انقلابي گفت : " هنگامي كه در دوران مبارزه به منزل من مي آمدند تا مرا بازداشت كنند گاهي اوقات خانم كروبي با تندي برخورد مي كرد كه انها تنها مي گفتند كه سفارش كنيد كه ايشان حرمت ما را نگه دارد و يا در پروند يكي از بزرگان هست كه وقتي به منزلش مي آمدند تا بازداشتش كنند همسرش تندي مي كند كه تنها به او تذكر مي دهند ولي اكنون شاهد ان هستيم كه دختري را در مقابل چشم مادرش كتک مي زنند و از اين جهت مي گويم چنين برخوردهايي در كشورمان بي سابقه است ."
كروبي با اشاره به اينكه بارها از طريق نامه و مصاحبه اين مطالب را بيان كرده است گفت :" من اين مسائل را طي نامه اي به رياست محترم قوه قضائيه ، وزير سابق اطلاعات و ديگر مسئولان يادآور شده و يا در مصاحبه ها به صورت مكرر بيان كرده ام تا شايد با توجهي كه نسبت به اين رفتارها مي شود مانع از تكرار ان شوند ولي بعد از مدتي اخباري به من درباره آزار جنسي بازداشت شدگان رسيد كه به علت ناراحتي شديد از اين موضوع نامه اي را به صورت محرمانه به رييس قوه قضائيه نوشتم . در همان نامه هم نگفتم كه حتما چنين اتفاقي روي داده است بلكه گفتم كه شايعه شده كه چنين ماجرايي روي داده و افرادي از آشنايان خودمان نيز اين مطلب را گفته اند و تاكيد كردم كه انشاء الله اخباري دروغ و شايعه باشد ولي بايد اين اخبار بررسي شود تا اگر شايعه اي بيش نيست كه همه از رفتارها و عملكردها با قاطعيت دفاع كنيم ولي اگر هم در مواردي چنين اتفاقي روي داده است بگوييم كه عاملان اين قضيه جز نيروهاي خودسر بوده اند كه بايد معرفي و مطابق قانون مجازات شوند تا اينكه ساحت مقدس جمهوري اسلامي ايران را از چنين مباحثي پاك كنيم كه چنين موضوعي در تاريخ ثبت نشود و شاخ و برگ فراواني به ان داده شود و از سوي ديگر خون بچه هايي كه در اين راه كشته شده اند تضييع گردد . "
كروبي افزود : "من در اين نامه تاكيد كردم كه اگر هم چنين اتفاقي روي نداده است و ثابت شد كه اين چنين نبوده از زبان ما كه خودمان به انتخابات معترض بوده ايم مطرح شود تا حداقل عده اي باور كنند "
كروبي با اشاره به برخوردهايي كه در واكنش به انتشار چنين نامه اي صورت گرفت گفت : "بيش از ده روز منتظر پاسخ نامه ام بودم ولي به من خبري نرسيد و بنابراين اين نامه را علني كردم و در اين ميان جمعيت بسياري از دلسوزان نظام مرا تحسين كردند و برخي هم دوستانه انتقاداتي را مطرح كردند كه من نيز استقبال كردم ولي در همين راستا برخي از تريبون نماز جمعه ،مجلس ، وابستگاه به نهادهاي نظامي ، سايتها و خبرگزاري ها ، مطبوعات و صدا و سيما به بنده فحاشي كردند . ولي از اين ميان آنچه بيش از همه تاسف مرا برانگيخت مطالبي بود كه از تريبون نماز جمعه عليه من مطرح شد و تريبون مقدس نماز جمعه كه بايد در آن دردهاي مردم گفته شود و از حقوق آنها دفاع شود به تريبوني براي فحاشي عليه فردي تبديل شد . چنين برخوردهايي در حالي نسبت به بنده صورت گرفت كه من تنها با نگارش نامه اي يادآور شدم كه بررسي شود آيا چنين مسائلي روي داده است يا خير و اگر هست آيا عاملان آن مجازات خواهند شد و يا اينكه اعلام بركناري عده اي كه چنين تخلفاتي را انجام داده اند تنها براي جنجال سازي بوده است و تمامي اينها به سركار خود برمي گردند مانند همان كساني كه زماني آن شكنجه ها ر انجام دادند و آبروي نظام را در عرصه هاي بين اللملي بردند و فيلمي از ان منتشر شد كه هيچ بيننده اي نتوانست ان را بيش از ده دقيقه نگاه كند و اكنون سخناني درباره فعاليت هاي آنها شنيده مي شود كه چنانچه لازم باشد درباره آنها سخن خواهم گفت . "
وي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي گفت : " افرادي كه بايد از تريبون مقدس نماز جمعه مسائل روز را براي مردم بازگو كنند به بهانه اينكه من به نظام توهين كرده ام تهت و افتراهايي را عليه بنده وارد كردند كه البته درهمين راستا برخي از نمايندگان مجلس نيز با ادبياتي نامناسب به تكرار ان پرداختند . هرچند كه اگر وابستگان به نهادهاي خاص و يا برخي از مطبوعات و صدا و سيما چنين مطالبي را مطرح كنند دور از انتظار نيست چرا كه اينها اجير و اسير هستند و بايد اين كار را انجام دهند و البته بسياري ديگر نيز از مظان اتهام اينها به دور نيستند . از نظر اين نهادها و مراكز و به ويژه برخي مطبوعات كساني كه همفكر انان نيستند جاسوس ، ساده انديش و افراطي هستند كه دچار فساد اخلاقي و اقتصادي شده اند . به مانند اينكه اخيرا يكي از روزنامه ها كه عادت دارد با آبروي ديگران بازي كند جمعي از كارگزاران نظام كه اخيرا نامه اي را نوشته اند افراطي و رانت خوار ناميده است حال اينكه به عنوان مثال يكي از امضاكنندگان اين نامه محمدعلي نجفي است كه 8 سال وزير آموزش و پرورش ،وزير آموزش عالي كشور و رييس سازمان برنامه و بودجه بوده است كه زماني كه من نماينده امام در حج بودم در آنجا به من كمك مي كرد و اينك همين فرد را رانت خوار ناميده است . به نظر مي رسد كه اين نهادها خود را معيار و ميزان الاعمال مي دانند كه ديگران بايد خود را با آنها بسنجند . اينها به جاي اينكه كساني را كه به اين كشور خيانت كرده اند مورد حمله قرار دهند به فرزندان انقلاب حمله مي كنند و آبروي انها را مي ريزند . همين اندازه نيز بگويم روزنامه اي كه چنين مطلبي را مي نويسد مسئولش از دوستان نزديك سعيد امامي و همكار او بوده است كه به قول يكي از بزرگان حاشيه امن دارد و رويين تن است ، اگر اسفنديار رويين تن بود و تنها چشمش آسيب پذير بود اين برادر رويين تني است كه چشمش نيز از آسيب مصون است . "
كروبي با اشاره به انتشار اخبار دروغ در يكي از خبرگزاري ها كه ان نيزخود را مصون از هر چيزي مي داند گفت :" اين خبرگزاري محترم به انتشار اخبار كذب عادت دارد به طوري زماني كه جواني به نام غنيان در اين حوادث پس از انتخابات كشته شد اين خبرگزاري به نقل از پدر اين فرد نوشت كه گفته است موسوي مسئول خون فرزندش است كه پدر غنيان چندي بعد اين خبر را تكذيب كرد . كه اينهم نمونه اي از آشكار شدن دروغ گويي برخي از رسانه هاست . "
كروبي در ادامه گلايه هاي بسياري داشت از ائمه جمعه اي كه با ادبياتي نامناسب به او حمله كردند و تهمت و افتراهايي را نسبت به او وارد كردند و براي روشن شدن افكار عمومي از جايگاه افرادي كه چنين حرمت تريبون مقدس نماز جمعه را نگه نداشته اند به بيان برخي از ويژگي هاي شخصيتي انها پرداخت .
وي گفت : " امام جمعه اي كه در كنار حرم ثامن الحج اين حرف ها را مي زند و بنده را تروريست مي خواند گويي فراموش كرده كه در همان روزگار مبارزه كه طيف روحانيون آواره و بي خانه و كاشانه بوده اند و همه تحت تعقيب قرار داشته و يا تبعيد بودند و بنده نيز به عنوان عضو كوچكي از اين نظام در ميان آنها حضور داشتم ، ايشان به همراه جمعي ديگر با پول هايي كه در اختيار داشتند سفرهاي متعددي به پاكستان داشت تا انكه به تبليغ براي مرحوم آيت الله شريعتمداري بپردازد . ما كه به ايشان عيبي نگرفتيم ولي اين روال طبيعي تاريخ است كه اكنون او از تريبون نماز جمعه به دفاع از جمهوري اسلامي بپردازد و بنده را ضد انقلابي و تروريست بداند . "
كروبي با اشاره به سخنان امام جمعه تهران عليه خود گفت :"آقايي كه در تهران از تريبون نماز جمعه چنين حرف هايي را مي زند همان فردي است كه هرچه من از ديگران سوال كردم سوابقي از ايشان نداشتند و همن اندازه از دوستانش شنيدم كه در صف اول درس آيت الله منتظري مي نشسته و در زماني كه برخي از دوستان نزديك از مواضع ايشان گله مند بودند ايشان به شدت از مواضع او حمايت مي كرده است و پس از امام جز مخالفين درجه اول آيت الله منتظري تبديل شد و از اين طريق رشد جهشي و غير معقول پيدا كرد . "
كروبي با بيان اينكه من از ائمه جمعه انتظار چنين رفتارهايي را نداشتم گفت : "آيا نمي شد كه اين پيشنهاد دلسوزانه را مورد بررسي قرار مي دادند تا مورد رسيدگي قرار گيرد و ماموري و يا ماموريني كه متخلف بوده اند مجازات شوند و ان گاه به مردم بگوييم كه اين رفتار از سوي مامور يا ماموريني خودسر صورت گرفته و ربطي به نظام جمهوري اسلامي ايران ندارد ؟ آيا بايد با جنجال سازي و عبارت هايي تند چنين به نامه دلسوزانه انقلاب پاسخ داده مي شد ."
مهدي كروبي با اشاره به اظهارات مجلسي ها عليه وي گفت : "برخي دوستان مجلسي اظهاراتي را عليه بنده وارد كردند برخي از نمايندگاني كه اين حرف ها را مي زنند همان كساني هستند كه در سايه عدم صلاحيت نمايندگاني كه راي آور بودند و البته جر اصلاحاتي هاي داغ نبوده و هيچ نامه اي را امضا نكرده بودند و چند دوره هم در مجلس حضور داشتند به مجلس راه يافتند و بايد نيز اكنون در قدرداني از اين چنين رفتاري اين چنين نيز حرف بزنند . چرا كه ديگر نيازي نبود به دادگاه ويژه روحانيتي برگردد كه زماني سيد هادي خامنه اي ، محتشمي پور ، مرحوم خلخالي ، موسويان و آيت الله بيات را محاكمه مي كردند چرا كه ديگر نمي شود به راحتي اين افراد را محاكمه كرد و البته برخي از مسئولان دادگاه نيز رضايتي به اين كار ندارند . "
وي همچنين به اظهارات امام جمعه موقت قم اشاره كرد و گفت : "از نظر بنده امام جمعه قم آيت الله جوادي و آيت الله اميني هستند و اينكه فردي را براي چنين مواقعي به عنوان امام جمعه معرفي مي كنند جالب توجه است البته من به علت آشنايي كه با پدر مرحوم ايشان دارم درباره اظهارات ايشان واكنشي نشان نمي دهم و حرمت پدرش را نگه مي دارم . "
كروبي همچنين براي برخي از وابستگان به نهادهايي نظام كه اهانت هايي را نسبت به وي مطرح كرده بود پاسخي داشت . وي گفت :"برخي از برداران نظامي كه چنين حرف هايي را مي زنند بايد هم اين گونه موضعگيري كنند چرا كه انها اكنون تمام مراكز اقتصادي و سياسي را در اختيار دارند ولي اين افراد متوجه نيستند يك فكر و انديشه قائم به يك نفر و يا چند نفر نيست بلكه درون خانواده ها نيز نفوذ مي كند به طوري درون خانواده برخي از اين آقايان هم اختلافاتي وجود دارد كه اگر لازم باشد دران باره صحبت خواهم كرد . "وي افزود : "برخي از وابستگان به نهادهاي نظام بسيار پهلوانانه وارد ميدان شده اند و هر چه كه خواستند نسبت به بنده گفتند ولي يكي از همين معترضين كه در نهادهاي شبه نظامي نيز فعال است فراموش كرده كه دولت وقت به علت همين رفتارها و كارهايش او را از وزارت اطلاعات اخراج و به جاي ديگر منتقل كرد . "
كروبي در ادامه اين گفت وگو با تاكيد بر اينكه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند مسائل ديگري را صريح از گذشته مطرح خواهد كرد به بيان واقعيت ماجراي ترانه موسوي پرداخت و تاكيد كرد : "من از پشت پرده اين ماجرا مي گويم تا ببينم كساني كه در مزمت دروغگويي صحبت مي كنند برآشفته خواهند شد و در برابر اين دورغ گويي موضع گيري كنند ."
وي چنين ماجرا را شرح داد : " مدتي پيش در سايت ها ،خبري منتشر شد مبني بر اينكه خانم ترانه موسوي به همراه تعدادي ديگر در حاشيه مراسم مسجد قبا ربوده شده است . مدتي بعد هرچند كه تعدادي از همان بازداشت شدگان آزاد شدند ولي ترانه موسوي آزاد نشد و سپس اعلام كردند كه خانواده اش بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند . در همان زمان به جاي آنكه تحقيقاتي درباره اين موضوع انجام شود در مقابل هياهوي رسانه هاي بيگانه برخي مسئولان در انديشه طراحي سناريويي براي به انحراف كشاندن اين موضوع در داخل و خارج بودند . بنابراين طراحان نابغه و مديراني دور انديش سناريويي را نوشتند . براي اجراي اين سناريو به وسيله فردي كه نام او را نمي برم متوجه شدند كه خانواده اي عروسي دارند به نام ترانه موسوي كه در كانادا زندگي مي كند و تنها نياز به ان بود كه به صحنه سازي بپردازنند و خانواده اين دختر را وادار به انجام مصاحبه اي كنند كه در ان بگويند دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي كند . پس چند نفر از افراد نظامي ،انتظامي و اطلاعاتي كه چهره هايي شناخته شده هستند به منزل اين خانواده محترم و شريف مي روند و خطاب به خانواده مي گويند كه ترانه موسوي دچار سانحه سوختگي شده و براي انكه معلوم شود اين عروس انها هست يا خير بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند . در همين هنگام پدرخانواده مي گويد كه عروس ما در ايران زندگي نمي كند و چون بزرگان خانه اهل سياست نبوده و چهره هاي علمي هستند بسيار ساده به اين موضوع نگاه كردند . در همين حال پدر خانواده به پسرش كه يكي از چهره هاي علمي و سياسي است تلفن مي كند و مي گويد كه چنين ماجرايي روي داده و شماره تلفن ديگر پسرش شوهر ترانه را مي خواهد كه فرزندش به او مي گويد برادرش براي انكه بداند موضوع از چه قرار است به كانادا رفته وهنوز نرسيده كه بتوانند با او تماس بگيرند . در همين حال مادر متوجه مي شود كه چنين اتفاقي افتاده و از حال مي رود و به بيمارستان منتقل مي شود . پدر خانواده وقتي كه متوجه مي شود قضيه جدي است براي بار دوم با پسرش تماس مي گيرد كه او متوجه مي شود قضيه بيخ پيدا كرده و بنابراين خود را شتاب زده به منزل مي رساند . او مشاهده مي كند كه چند نفري در خانه حضور دارند كه برخي از انها از چهره هايي هستند كه در دوران دفاع مقدس حضور داشته اند كه اين موضوع مرا به ياد سخني از شهيد حميد باكري مي اندازد كه مي گفت :" اي كاش ما درجبهه ها به شهادت برسيم زيرا اگر مانديدم معلوم نيست كه چه بلايي بر سرمان آيد و جز چه جمعيتي باشيم " اين آقا كه داراي آگاهي سياسي بود هنگامي كه با اين افراد صحبت مي كند مي گويد كه نزد من اين حرف ها را نزنيد چرا كه من مي دانم اصل قضيه چيست و حتي اين اصطلاح را به كار مي برد كه پيش كولي ملق نزنيد . آن افراد نيز چون متوجه آگاهي اين فرد مي شوند از اين جهت با او صحبت مي كنند كه براي حفظ نظام و در مقابله با جنجال سازي هاي رسانه هاي بيگانه به صلاح است كه با انها همكاري كنند . در همان حال اعضاي خانواده گفته اند كه شما از ما چه مي خواهيد آنها مي گويند كه شما در مقابل دوربين قرار بگيريد و بگوييد كه ترانه زنده است . برادر شوهر ترانه ابتدا مخالفت مي كند و مي گويد كه اصل اين قضيه صحيح نيست و از سوي ديگر ما هم تاحدودي چهره هايي شناخته شده هستيم و البته از انها پرسيده كه چنانچه چنين كاري انجام شود با ترانه واقعي چه كار خواهند كرد كه ان افراد گفته اند كه شما به اين كارها كاري نداشته باشيد و نگران نباشيد . همچنين اين خانواده گفته اند عكسي كه شما داريد عروس ما نيست كه انها مي گويند شما به اين كارها كاري نداشته باشيد . در همين حال برادر شوهر ترانه كه يكي از چهره هاي علمي و سياسي بوده است تحت تاثير قرار مي گيرد و فكر مي كنيد كه با انجام چنين كاري در مقابل سوءاستفاده بيگانگان ايستادگي مي شود ولي او پيشنهاد مي كند كه بروند و با پدر و مادر ترانه صحبت كنند . در همين حال اين افراد شماره تلفن منزل آنها را جويا مي شوند كه برادر شوهر ترانه مي گويد بنابراينكه انها منزلشان را تغيير داده اند ما شماره اي از انها نداريم و بردارم هم به مقصد نرسيده كه از او شماره شان را بگيريم . پدر شوهر ترانه نيز مي گويد كه شايد حاج خانم (همسرش ) شماره اي در اتاقش داشته باشد ولي بنابر اينكه همسرش به بيمارستان منتقل شده بود در اتاقش بسته بود و كليد نبود كه افراد حاضر تصميم مي گيرند كه در اتاق را بشكنند كه با ممانعت اعضاي خانواده رو به رو شده اند كه خطاب به اين افراد گفته اند شما برويد و ما خودمان سعي مي كنيم شماره تلفن انها را پيدا كنيم .ولي جالب توجه اينكه قبل از انكه اعضاي اين خانواده شماره تلفن پدر و مادر ترانه را پيدا كنند انها خودشان تلفن را پيدا مي كنند . در همين راستا برادر شوهر ترانه با پدر مادر وي تماس مي گيرد و مي گويد كه شما تنها تا اين اندازه صحبت كنيد و خطاب به اين آقايان مي گويد كه اين خانواده در جريان موضوع نيستند و در اين اندازه تنها با انها صحبت كنيد . چنين شد كه مادر و پدر ترانه موسوي در مقابل دوربين قرار گرفتند و گفتند كه دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي كند . البته بعد از اينكه اين خانواده متوجه شده اند كه اصل ماجرا چه بوده است بسيار ناراحت شده اند و مي خواستند كه ماجرا را بازگو كنند كه همين برادر شوهر ترانه به انها گفته كه حرفي نزنيد و گرنه سرنوشت شما معلوم نيست كه چه شود . "
كروبي پس از شرح اين ماجرا از دروغ گويي هاي مسئولان ابراز تاسف كرد و گفت :"اين افراد اظهار كرده اند كه براي حفظ اصل نظام بايد اين خانواده اقدام به چنين كاري كنند ولي از نظر ما براي حفظ اصل نظام و پايبندي به قانون اساسي ، ارزشهاي انقلاب و آرمان هاي حضرت امام مهم است . حفظ اصل نظام بر پايه عمل به وعده هايي است كه به مردم داده ايم ولي متاسفم كه اينك از انقلاب برگشته ايم و با آبروي نظام بازي مي شود . "
وي تاكيد كرد :"آيا مسئولان از اين طريق مي خواهند اعتماد مردم را جلب كنند ولي اين آقايان بسيار بي تدبير عمل كرده اند چرا كه مردم اين قدر هوشمند هستند كه اصل موضوع را بفهمند . "
كروبي با بيان اينكه براي مسئولان گوشه اي از حوادث تاريخي را بازگو مي كنم گفت :" هنگامي كه در سال 41 مبارزات نهضت انقلاب اسلامي شروع شد يك سري افراد ناآگاه كه وابسته به حكومت بودند قصد داشتند تا با شبيه سازي ماجراي بهلول در حادثه مسجد گوهرشاد حركت امام را متوقف كنند . ماجراي بهلول از اين قرار بود كه هنگامي كه حادثه مسجد گوهر شاد روي داد مدتي بعد عكس فردي سر وحال را در رسانه ها منتشر كردند و گفتند كه اين همان فردي بوده كه عامل حادثه گوهرشاد بوده است ولي يك هفته طول نكشيد كه اعلاميه مبسوطي در مشهد منتشر شد كه بر روي ان دو عكس چاپ شده بود . يكي عكس فردي كه انها مي گفتند بهلول بوده و ديگر عكس بهلول واقعي كه معلوم شد اين فرد مدت هاست كه در زنداني در افغانستان بوده است . اين حادثه در 48 سال پيش روي داد و در ان زمان اين قضيه برملا شد حالا چطور اين مسئولان انتظار دارند كه در تهران و انهم در عصر ارتباطات حادثه اي روي دهد و كسي متوجه ان نشود . "
كروبي افزود :" همان شبي كه فيلمي درباره ترانه موسوي از تلويزيون پخش مي شد من قبل از انكه در جريان اصل ماجرا قرار گيرم تحت تاثير قرار گرفتم ولي همان شب به مراسم عروسي رفتند كه در ان مراسم جواني نزد من آمد و گفت آيا اينها فكر مي كنند كه مردم نمي دانند چند تا ترانه موسوي در ايران وجود دارد و من از اين حرف متعجب شدم و با خود گفتم من با اين سن و سال و تجربه اي كه دارم به موضوع شك كردم ولي اين جوان اصلا شك هم نكرده است . "
وي با اشاره به موثق بودن مبنعي كه جزئيات ماجراي ترانه موسوي را به وي منتقل كرده است گفت :"مي دانم كه آنها از چه طريقي اين ترانه موسوي را پيدا كرده اند و منبع خبر نيز موثق است واگر لازم باشد در اين باره صريح تر صحبت مي كنم تا مشخص شود كه نقش افراد تا چه اندازه بوده است ."
وي همچين به مورد ديگري از رفتارهاي برخي از مسئولان اشاره كرد و گفت :" در سالهايي كه قتل هاي زنجيره اي رخ داده بود هنوز انتخابات سال 76 برگزار نشده بود كه گفتند حرم امام (ره)را منفجر كرده اند و قصد داشتند تا در حرم حضرت معصومه نيز بمب گذاري كنند كه عامل ان دستگير شده است . پس از گذشت يك هفته چند دختر را به تلويزيون آروند و انها بسيار سر و حال در مقابل دوربين طوري سخنراني كردند كه از هر سخنران ماهري بهتر صحبت كردند . من درهمان زمان خنديدم و گفتم كه اين موضوعي مسخره است مگر مي شود كه فردي را بازداشت كنند و او را شكنجه كنند تا اعترافي كند و بعد با اين سرعت و با اين حالت انها را به مقابل دوربين بياورند و انها نيز اعتراف كنند . نتيجه چنين كارهايي موجب روي دادن ماجراي قتل هاي زنجيره اي ، نويسندگان و كشته شدن فروهر و همسرش مي شود . "
كروبي در ادامه خطاب به كساني كه قصد دارند تا او را وادار به سكوت كنند گفت :"من تنها در برابر چنين رفتارهايي موضعگيري اين چنيني ندارم بلكه همان طور كه مي دانيد نسبت به دوستان و همفكران خودم نيز چنين موضعگيري هايي را دارم . من بزرگترين نقش را در توفيق جريان اصلاحات داشتم ولي هنگامي كه اختلافاتي روي داد همان آقاي بزرگواري كه من نقش موثري را در پيروزي اش در انتخابات داشتم از من حمايت نكرد و همين افراد بيشترين تلاش را براي ناكامي اصلاحات در سال 84 داشتند . "
كروبي در نهايت تاكيد كرد :" اكنون شرايطي را ايجاد كرده ايد تا ديگر كسي جرات حرف زدن نداشته باشد ولي من باز مي گويم كه اين رفتارها و ايجاد رعب و وحشت مرا به سكوت وادار نمي كند و چنانچه لازم باشد برخي مسائل را مطرح مي كنم . "
Saturday, August 15, 2009
تعداد حداکثر صد نفر از نیروهای انتظامی با همکاری مردم آرامش را در خیابان کریمخان برقرار کردند
ساعت حدود چهار و نیم تعداد زیادی از مردم خیابان کریمخان رو بالا و پایین میکردند وعده زیادی هم مقابل کیوسکهای روزنامه فروشی و ایستگاههای تاکسی تجمع کرده بودند. تعداد حداکثر صد نفر از نیروهای انتظامی که از همه جهت با مامورین روزهای قبل متفاوت بودند در ضلع جنوبی خیابان کریم خان به همراه مردم محدوده نزدیک به دفتر روزنامه اعتماد ملی را کنترل می کردند. از نیروهای رنگ و وارنگ با سلاحهای مختلف خبری نبود و فقط مامورین پیشگیری نیروی انتظامی در محل حاضر بودند. مامورین مثل مامورین روزهای قبل خشن و عصبی نبودند و حتی برخلاف آنها با احترام با مردم صحبت می کردند. به نظر می رسید چون می دونستند فعالیت امروزشون و مراقبت از دفتر روزنامه اعتماد ملی طبق خواست مردم و قانونی هست از مامورین واقعی نیروی انتظامی استفاده کرده بودند و نیازی به استفاده از نیروهای خشن و شستشوی مغزی داده شده ندیده بودند. تا حدود ساعت پنج و نیم اوضاع محدوده هفت تیر و کریمخان آرام بود و حتی یک نفر که مشکوک به انصار حزب الله یا بسیج و لباس شخصی باشه به چشم نمی خورد و به نظر اصلا جرات آفتابی شدن هم به خودشون نداده بودن، هر چند هنوز باید مراقب بود.
Thursday, August 13, 2009
امروز به نماز سنتی ها نماز خواندن می آموزیم
امروز مردم آزادیخواه ایران پر شور در نماز جمعه شرکت می کنند تا ندای آزادی وطنشان را سردهند.
مردمی که سالیان سال به خاطر دروغها، بی کفایتی ها، تزویرها و جنایات رژیم از نماز جمعه بیزار شده بودند می روند تا دست در دست یکدیگر ترانه آزادی بخوانند و وطنشان را باز ستانند.
امروز ما نماز دومی ها می رویم تا با شور سهراب گونه مرگ دیکتاتوری را فریاد بزنیم و به نماز سنتی ها بیاموزیم که یک نماز ما که پایه های دیکتاتوری را می لرزاند بهتر از سی سال نماز خواندن آنها از سر عادت است که نظام دیکتاتوری را تحکیم می کند.
Sunday, August 9, 2009
ياد بعضي لحظه ها روشنم ميدارد
اگه این هفته خواستیم بریم نماز جمعه اینجوری میریم.
شاید از اینم بیشتر شاید یه جوری رفتیم تا برای همیشه روشن بمونیم.